اشتباه رایج این است که هزینه بنزین را فقط با قیمت پرداختی در جایگاه بسنجیم.
فرض کنید یک لیتر بنزین با قیمت بسیار پایین به دست مصرفکننده برسد.
مصرفکننده احساس میکند بنزین ارزان است.
اما اقتصاد کشور ممکن است همزمان هزینههای دیگری بپردازد:
هزینه تولید + هزینه فرصت صادرات + هزینه واردات کسری + هزینه زیرساخت + هزینه آلودگی + هزینه ترافیک + هزینه قاچاق
این مجموعه را میتوان «هزینه واقعی انرژی» دانست.
بنابراین ممکن است:
بنزین برای راننده ارزان باشد، اما برای اقتصاد گران تمام شود.
اینجا باید از یک تصور ساده فاصله گرفت.
اگر قیمت پایین باشد، افزایش مصرف طبیعی است؛ اما در ایران عوامل دیگری هم وجود دارند.
مصرف سوخت = تعداد خودرو × میزان پیمایش × مصرف خودرو
پس اگر بخواهیم مصرف را کاهش دهیم، چهار مسیر داریم:
خودرو کمتر
سفر کمتر
خودروی کممصرفتر
قیمت و انگیزه اقتصادی مناسبتر
سیاستی که فقط روی گزینه چهارم تمرکز کند، ناقص است.
فرض کنیم یک خودرو برای طی ۱۰۰ کیلومتر، ۱۰ لیتر بنزین مصرف کند.
اگر خودروی دیگری برای همان مسیر ۵ لیتر مصرف کند، اختلاف مصرف در مقیاس یک خودرو شاید کوچک به نظر برسد.
اما وقتی این اختلاف را در میلیونها خودرو و میلیونها کیلومتر ضرب کنیم، به یک عدد ملی تبدیل میشود.
اینجا یک پرسش جدی مطرح میشود:
پاسخ کارشناسی: خیر.
اصلاح بنزین بدون اصلاح صنعت خودرو، ناقص است.
خودروی فرسوده علاوه بر آلودگی و مشکلات ایمنی، مصرف انرژی بیشتری نیز دارد.
اسقاط خودروهای فرسوده باید بخشی از سیاست انرژی کشور باشد، نه صرفاً سیاست حملونقل.
اما یک شرط دارد:
جایگزین ارزان و قابل دسترس.
اگر از یک خانوار کمدرآمد بخواهیم خودروی فرسوده خود را کنار بگذارد، اما توان خرید خودروی جدید را نداشته باشد، سیاست شکست خواهد خورد.
اگر اتوبوس، مترو و قطار شهری کارآمد باشند، افزایش قیمت بنزین میتواند بخشی از تقاضا را به سمت حملونقل عمومی منتقل کند.
اما اگر شهروند انتخاب دیگری نداشته باشد، افزایش قیمت فقط هزینه رفتوآمد او را افزایش میدهد.
پس یک اصل ساده وجود دارد:
قبل از گران کردن انتخاب، باید انتخاب جایگزین ایجاد کرد.
اختلاف قیمت شدید سوخت با کشورهای همسایه، یک انگیزه اقتصادی ایجاد میکند.
وقتی کالایی در یک بازار ارزان و در بازار دیگر گران باشد، امکان سودآوری از انتقال آن ایجاد میشود.
این همان منطق آربیتراژ است.
بنابراین قاچاق سوخت فقط یک مسئله انتظامی نیست.
یک مسئله اقتصادی است.
و برای حل آن باید همزمان:
بنزین خودش فقط یکی از کالاهای مصرفی است.
اما حملونقل، تقریباً در تمام اقتصاد حضور دارد.
وقتی هزینه سوخت بالا میرود، ممکن است هزینه:
تاکسی
حمل کالا
پخش مواد غذایی
خدمات شهری
تولید
و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی افزایش پیدا کند.
بنابراین افزایش قیمت بنزین میتواند یک اثر زنجیرهای ایجاد کند.
اما این اثر نباید با یک گزاره ساده و غیرعلمی اشتباه شود:
«بنزین ۵۰ درصد گران شود، پس همه کالاها ۵۰ درصد گران میشوند.»
چنین رابطه خطیای وجود ندارد.
اثر واقعی به سهم سوخت در ساختار هزینه هر کالا و خدمت بستگی دارد.
چون قیمت، رفتار ایجاد میکند.
اگر استفاده از خودروی شخصی و مصرف بیشتر سوخت تقریباً هیچ هزینه اقتصادی اضافهای نداشته باشد، انگیزه صرفهجویی کاهش پیدا میکند.
قیمت مناسب میتواند:
اما این اتفاق فقط زمانی رخ میدهد که قیمت همراه با گزینههای جایگزین باشد.
دیدگاهتان را بنویسید