روزنامه اسرائیلی هاآرتص در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶، در گزارشی با عنوان «پشتپرده تلاش ناکام نتانیاهو برای جنگ با ایران پیش از انتخابات»، از تلاش نخستوزیر اسرائیل برای ازسرگیری حملات علیه ایران خبر داد. فایننشالتایمز نیز به نقل از منابع آگاه گزارش کرد نتانیاهو خواستار آمادهسازی عملیاتی گسترده در حوالی ۱۰ اکتبر، حتی علیه زیرساختهای انرژی ایران، بوده که با مخالفت ترامپ روبهرو شده است.
البته منابع نظامی مورد استناد جروزالمپست، وجود برنامه عملیاتی مشخص برای آن تاریخ را رد کردهاند؛ بنابراین جزئیات این روایت همچنان محل اختلاف است.
اما تقارن این تحولات با انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل تصادفی بیاهمیت نیست. رئیس کمیته مرکزی انتخابات اسرائیل نیز پیشتر استفاده تبلیغاتی نتانیاهو از امکانات عمومی و نظامی را در پنج مورد خلاف مقررات تشخیص داده و او را به پرداخت ۲۹ هزار شِکِل هزینه دادرسی ملزم کرده بود.
این حکم، انگیزه انتخاباتی یک حمله احتمالی را اثبات نمیکند، اما نگرانی درباره بهرهبرداری سیاسی از قدرت نظامی را تقویت میکند.
تناقض نتانیاهو آشکار است: سیاستمداری که مدعی تغییر معادلات غرب آسیا است، برای آغاز جنگ موردنظرش ناچار است محاسبات انتخاباتی رئیسجمهور آمریکا را در نظر بگیرد.
نباید مخالفت مقطعی ترامپ با حمله را به معنای جدایی واشنگتن از تلآویو دانست. توافق رسمی کمک نظامی ۳۸ میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل برای سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۸، سندی روشن از عمق این اتحاد است.
اختلاف احتمالی ترامپ و نتانیاهو بیشتر به زمانبندی، هزینه و پیامدهای جنگ مربوط میشود تا پایان همکاری راهبردی دو طرف.
برای ایران، اتکا به اختلافات موقت دو متحد، خطایی راهبردی است. امنیت ملی را نمیتوان به چراغ سبز یا قرمز کاخ سفید وابسته کرد.
عمق جغرافیایی، ظرفیتهای دفاعی بومی، توان موشکی و پهپادی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، معادله جنگ را پیچیده میکند.
آکسیوس در ۱۳ اکتبر گزارش داد رئیس ستاد ارتش اسرائیل نسبت به احتمال پاسخ گسترده موشکی ایران و اختلال در انتخابات اسرائیل در صورت آغاز جنگ هشدار داده است. گزارش دیگری نیز از پرواز دهها جنگنده اسرائیلی تا نزدیکی مرز ایران و نگرانی از محاسبه اشتباه و گسترش درگیری حکایت دارد.
این هشدارها نشان میدهد توان پاسخ متقابل ایران در محاسبات نظامی طرف مقابل جایگاهی جدی دارد.
نتانیاهو ممکن است برای آغاز یک عملیات تصمیم بگیرد، اما نمیتواند دامنه پاسخ ایران و پایان جنگ را مطابق میل خود تضمین کند.
در ۳۰ مهر ۱۴۰۵، قیمت لحظهای نفت برنت به بیش از ۱۱۱ دلار در هر بشکه رسید.
اگرچه نوسانات نفت عوامل متعددی دارند، تشدید جنگ در منطقه میتواند با تهدید امنیت انرژی، مسیرهای تجاری و زیرساختهای حیاتی، هزینههای بیشتری بر اقتصاد جهانی تحمیل کند.
این واقعیت برای واشنگتن نیز اهمیت دارد: جنگی که آغاز آن ممکن است یک تصمیم نظامی باشد، میتواند به بحرانی اقتصادی و سیاسی تبدیل شود.
در برابر چنین تهدیدهایی، اقتدار ایران باید همزمان در بازدارندگی دفاعی، انسجام ملی، تابآوری زیرساختها و استمرار فعالیت اقتصادی نمایان شود.
نتانیاهو میتواند تهدید ایران را به ابزار تبلیغات انتخاباتی تبدیل کند، اما نمیتواند نتایج یک جنگ را با همان منطق تبلیغاتی تعیین کند.
آمریکا و اسرائیل متحدان راهبردیاند و ایران نیز باید با تکیه بر قدرت ملی، استقلال سیاسی و بازدارندگی معتبر از حاکمیت خود دفاع کند.
آنچه تصویر اقتدار نتانیاهو را به چالش میکشد، فاصله میان ادعای قدرت مطلق و واقعیت وابستگی به واشنگتن، نگرانی از پاسخ ایران و هزینههای پیشبینیناپذیر جنگ است.
تاریخ نشان داده است که قدرت نظامی، تضمینکننده پیروزی سیاسی نیست و هیچ قدرتی نیز از پیامدهای تصمیمهای خود مصون نمیماند.
نتانیاهو شاید بتواند زمان تهدید را انتخاب کند، اما نمیتواند پایان جنگ را به میل خود بنویسد.
ایران میدان قمار نتانیاهو نیست؛ سرنوشت این سرزمین را اراده مردم و قدرت ملی ایران تعیین میکند، نه تقویم انتخابات تلآویو و نه چراغ سبز و قرمز کاخ سفید.
دیدگاهتان را بنویسید