برنامه هستهای ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. حملات نظامی خرداد ۱۴۰۴ به تأسیسات هستهای کشور، صرفاً آسیب به چند مجموعه صنعتی و علمی نبود؛ این حملات پرسشهایی بنیادین درباره کارآمدی نظام بینالمللی منع اشاعه و امنیت تأسیسات تحت نظارت آژانس ایجاد کرد.
بر اساس گزارش رسمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد و آمریکا نیز متعاقباً در این عملیات مشارکت کرد. این حملات تا ۲۴ ژوئن ادامه یافت و فعالیتهای راستیآزمایی آژانس را مختل کرد.
گزارش رسمی آژانس درباره حملات ۲۰۲۵
اکنون با مطرحشدن احتمال حمله تازه آمریکا، نگرانیها بار دیگر افزایش یافته است. دونالد ترامپ در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ از احتمال هدف قرار گرفتن مجموعه زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ» سخن گفت؛ اظهاراتی که به معنای صدور دستور قطعی حمله نیست، اما نشان میدهد گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن حضور دارد.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر صرفاً چگونگی حفاظت فیزیکی از تأسیسات نیست؛ بلکه آینده راهبرد هستهای ایران و میزان اتکای کشور به تضمینهای حقوقی و سیاسی بینالمللی نیز مطرح است.
پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای یا NPT بر سه پایه اصلی استوار است: جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای، تعهد به پیگیری خلع سلاح هستهای و بهرسمیتشناختن حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای.
ایران از سال ۱۹۷۰ عضو این پیمان است و بارها بر حق خود برای برخورداری از فناوری صلحآمیز هستهای تأکید کرده است.
بااینحال، NPT یک پیمان دفاعی نیست و تعهدی برای محافظت نظامی از اعضا در برابر حملات خارجی ایجاد نمیکند. همین واقعیت، یکی از مهمترین نقاط اختلاف درباره هزینهها و منافع تداوم عضویت ایران به شمار میرود.
منتقدان ادامه عضویت معتقدند ایران در قبال پذیرش محدودیتها و نظارتهای بینالمللی، از حقوق و منافع پیشبینیشده در پیمان بهره کافی نبرده و در معرض حملات نظامی نیز قرار گرفته است.
در مقابل، حامیان حفظ عضویت هشدار میدهند که خروج از NPT ممکن است فشارهای سیاسی و اقتصادی را تشدید کند، نگرانیهای بینالمللی را افزایش دهد و مسیر دستیابی به توافقهای قابل راستیآزمایی را دشوارتر سازد.
بنابراین تصمیمگیری درباره این پیمان باید مبتنی بر ارزیابی دقیق منافع، هزینهها و آثار بلندمدت امنیتی باشد.
برخلاف تصور رایج، خروج از NPT از نظر حقوقی ناممکن نیست.
ماده ۱۰ این پیمان تصریح میکند که هر کشور عضو، در صورت تشخیص وقوع شرایط فوقالعادهای که منافع عالی آن را به خطر انداخته است، میتواند با اعلام رسمی سه ماه پیش از خروج به سایر اعضا و شورای امنیت سازمان ملل، از پیمان خارج شود.
اعلام خروج باید شامل توضیح شرایط فوقالعادهای باشد که کشور عضو آنها را تهدیدکننده منافع عالی خود میداند.
در ایران نیز این موضوع از سطح بحثهای رسانهای فراتر رفته است. در شهریور ۱۴۰۵، تعدادی از نمایندگان مجلس پیگیر طرح سهفوریتی خروج از NPT شدند؛ هرچند طرح موضوع یا پیگیری یک پیشنهاد، به معنای تصویب نهایی یا اعلام رسمی خروج نیست.
همچنین سخنگوی وزارت امور خارجه در مهر ۱۴۰۵ تأکید کرد که ایران همچنان عضو این پیمان است و تا زمانی که عضویت ادامه دارد، نسبت به تعهدات خود آگاهی دارد.
ازاینرو، خروج از NPT در وضعیت کنونی باید یک گزینه مورد بحث در ساختار تصمیمگیری کشور تلقی شود، نه تصمیمی که اجرای آن قطعی شده باشد.
یکی از مهمترین پیامدهای احتمالی حمله مجدد، تشدید بحث درباره بازنگری در دکترین هستهای و راهبرد بازدارندگی ایران است.
البته باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: بازنگری در دکترین دفاعی، خروج از NPT و تصمیم به ساخت سلاح هستهای.
این سه مفهوم از نظر حقوقی، سیاسی و راهبردی یکسان نیستند و تحقق یکی لزوماً به معنای وقوع دیگری نخواهد بود.
سیاست اعلامی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت با تولید و بهکارگیری سلاح هستهای بوده است. بااینحال، تحولات نظامی، تغییر ارزیابی تهدیدها و تشدید فشارهای امنیتی میتوانند بحث درباره آینده راهبرد بازدارندگی کشور را گسترش دهند.
در چنین شرایطی، تصمیمگیران با پرسشی پیچیده مواجه خواهند بود: چه ترکیبی از توان دفاعی متعارف، حفاظت زیرساختهای حساس، دیپلماسی فعال و تعهدات بینالمللی میتواند امنیت پایدار کشور را تأمین کند؟
پاسخ به این پرسش، نیازمند ارزیابی واقعبینانه و فراتر رفتن از موضعگیریهای صرفاً تبلیغاتی است.
خروج احتمالی ایران از NPT تنها یک تحول داخلی نخواهد بود.
چنین اقدامی میتواند مناسبات ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، شورای امنیت سازمان ملل و قدرتهای جهانی را وارد مرحلهای متفاوت کند.
از یک سو، برخی تحلیلگران معتقدند مطرحشدن گزینه خروج میتواند هزینه تداوم تهدیدهای نظامی علیه ایران را در محاسبات طرف مقابل افزایش دهد.
از سوی دیگر، کاهش شفافیت و تضعیف سازوکارهای راستیآزمایی ممکن است سوءبرداشتهای امنیتی، فشارهای بینالمللی و خطر تشدید تنش نظامی را افزایش دهد.
گزارش شهریور ۲۰۲۶ آژانس نیز نشان میدهد که به دلیل نبود دسترسی و اطلاعات کافی درباره برخی تأسیسات و مواد هستهای ایران، نگرانیهای پادمانی همچنان پابرجاست.
در نتیجه، هرگونه تصمیم درباره آینده عضویت ایران باید هم اثر آن بر توان بازدارندگی کشور و هم پیامدهای آن بر امنیت منطقه، اقتصاد ملی و روابط بینالمللی را در نظر بگیرد.
اکنون زمان پاسخگویی شفاف نهادهای مسئول درباره آینده سیاست هستهای کشور است.
مردم حق دارند بدانند آیا برای سناریوی حمله مجدد به تأسیسات هستهای، راهبردی از پیش تدوینشده وجود دارد؟ چه نهادی مسئول بررسی خروج احتمالی از NPT است؟ نسبت میان تصمیمات مجلس، شورای عالی امنیت ملی و دستگاه دیپلماسی چگونه تعریف شده و پیامدهای اقتصادی و امنیتی گزینههای مختلف چگونه ارزیابی شده است؟
تجربه حملات گذشته نشان داده است که صرف برخورداری از تعهدات و حقوق بینالمللی، بهتنهایی تضمینکننده امنیت زیرساختهای حیاتی نیست. در عین حال، تصمیمهای شتابزده نیز میتوانند هزینههای امنیتی و اقتصادی جدیدی ایجاد کنند.
آنچه امروز اهمیت دارد، وجود راهبردی روشن، منسجم و قابل دفاع است؛ راهبردی که بتواند از حقوق هستهای کشور حفاظت کند، خطر حملات آینده را کاهش دهد و منافع بلندمدت ملت ایران را در اولویت قرار دهد.
سخن پایانی
تهدید حمله مجدد به تأسیسات هستهای ایران، صرفاً تهدید یک صنعت یا مجموعهای از ساختمانهای زیرزمینی نیست؛ آزمونی جدی برای آینده امنیت ملی، اعتبار حقوق بینالملل و نظام جهانی منع اشاعه است.
خروج از NPT ممکن است یکی از گزینههای پیش روی ایران باشد، اما تصمیمی با چنین ابعادی نباید جایگزین یک راهبرد جامع بازدارندگی شود.
پرسش نهایی این است: اگر حمله دوباره اتفاق بیفتد، آیا ایران از امروز برای فردای آن آماده است یا باز هم تصمیمات سرنوشتساز در میانه بحران اتخاذ خواهند شد؟
دیدگاهتان را بنویسید